ترجمه "illegal" به فارسی
نامشروع, غیر قانونی, غیرقانونی بهترین ترجمه های "illegal" به فارسی هستند.
illegal
adjective
noun
دستور زبان
(law) Contrary to or forbidden by law, especially criminal law. [..]
-
نامشروع
adjectiveNot conforming to, permitted by, or recognised by law or rules.
i asked you to investigate master yi's illegal activities
من ميخوام تو بفهمي معاملات نامشروع آقاي يي چيه
-
غیر قانونی
On the very second day, it picked up illegal chainsaw noises.
در دومین روز، سر و صدا های اره برقی های غیر قانونی را دریافت کرد.
-
غیرقانونی
Tom claimed that he didn't know his beach house was being used for illegal activities.
تام ادّعا کرد که نمیدانسته خانهی ساحلی اش برای فعالیتهای غیرقانونی استفاده میشده است.
-
ترجمه های کمتر
- غیرمجاز
- (امریکا) فرد خارجی که به طور غیرقانونی وارد کشور شده است
- ینوناق ريغ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " illegal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "illegal" با ترجمه به فارسی
-
اعمال غیر قانونی
-
غیر خوانایی · نا خوانا بودن
-
ازراه غیر قانونی · بطور غیر قانونی · بطور غیر مشروع
-
بدخط · لایقرا · ناخوانا · نخواندنی
-
بطور خوانده نشدنی · بطور غیر خوانا · بطور لایقره
-
عدد اول ممنوع
-
غیرقانونی کردن · غیرمجاز کردن · قدغن کردن · ممنوع ساختن
-
بیقانونی · کار خلاف قانون · کار نامشروع
اضافه کردن مثال
اضافه کردن