ترجمه "illegality" به فارسی
بیقانونی, کار خلاف قانون, کار نامشروع بهترین ترجمه های "illegality" به فارسی هستند.
illegality
noun
دستور زبان
(law): the state of being illegal [..]
-
بیقانونی
-
کار خلاف قانون
He rushed into Norton's Drugstore, forgetting that it was illegal to do so.
باعجله به دار و خانه نورتون رفت. فراموش کرده بود که این کار خلاف قانون است.
-
کار نامشروع
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " illegality " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "illegality" با ترجمه به فارسی
-
اعمال غیر قانونی
-
غیر خوانایی · نا خوانا بودن
-
ازراه غیر قانونی · بطور غیر قانونی · بطور غیر مشروع
-
بدخط · لایقرا · ناخوانا · نخواندنی
-
بطور خوانده نشدنی · بطور غیر خوانا · بطور لایقره
-
عدد اول ممنوع
-
(امریکا) فرد خارجی که به طور غیرقانونی وارد کشور شده است · غیر قانونی · غیرقانونی · غیرمجاز · نامشروع · ینوناق ريغ
-
غیرقانونی کردن · غیرمجاز کردن · قدغن کردن · ممنوع ساختن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن