ترجمه "illiteracy" به فارسی
بيسوادي, بیسوادی, باسوادی بهترین ترجمه های "illiteracy" به فارسی هستند.
illiteracy
noun
دستور زبان
(uncountable) The inability to read. [..]
-
بيسوادي
What do you do, take an illiteracy test to get that job, for Christ's sake?
ببينم ، موقع استخدام ازت تست بيسوادي گرفتن ؟
-
بیسوادی
nounAnd illiteracy has gone down, from a half to about a quarter of the people on Earth.
و بیسوادی کاهش و از نصف به یک چهارم جمعیت روی کره زمین رسیده است.
-
باسوادی
-
ترجمه های کمتر
- اشتباه لفظی یا قلمی (حاکی از تحصیلات کم)
- بی سوادی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " illiteracy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "illiteracy" با ترجمه به فارسی
-
سوادآموزی تابعی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن