ترجمه "illiterate" به فارسی
بيسواد, غیرمصطلح, ناوارد بهترین ترجمه های "illiterate" به فارسی هستند.
illiterate
adjective
noun
دستور زبان
Unable to read and write. [..]
-
بيسواد
A person who cannot read and write.
to inspire his largely illiterate nation to join the revolution
که ميتواند ملت اکثرا بيسواد روسيه را وارد انقلاب کند
-
غیرمصطلح
-
ناوارد
-
ترجمه های کمتر
- (از نظر دستور زبان) غلط
- بی سواد
- دارای معلومات کم (به ویژه در رشته ی بخصوص)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " illiterate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "illiterate" با ترجمه به فارسی
-
عملا بی سواد (کسی که توانایی خواندن و فهم او به اندازه ای نیست که بتواند از متون معمولی استفاده کند)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن