ترجمه "illusive" به فارسی
رجوع شود به illusory ترجمه "illusive" به فارسی است.
illusive
adjective
دستور زبان
Subject to or pertaining to an illusion, often used in the sense of an unrealistic expectation or an unreachable goal or outcome. [..]
-
رجوع شود به illusory
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " illusive " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "illusive" با ترجمه به فارسی
-
خطای دید
-
توهم
-
بطور فریبنده
-
(اشتباه وابسته به زمان و مکان و موقعیت شخص) وهم · (تصویر یا نقش ناشی از توهم) شبح · تصور · تصور باطل · تمایل · توهم · جادو · خطای باصره · خیال · خیال باطل · خیالی · دید اشکوخ · رجوع شود به hallucination · سحر · ظاهر گول زننده · فانتزی · فریب · معجزه · نهازش · هرز انگاشت · هرز دیسه · هرز پنداره · هوس · وهم · پارچه ی نازک توری (برای پوشاندن صورت عروس و غیره) · پندار پوچ · پوچ اندیشه · کار خارق العاده · کژ انگاشت · کژ پنداره · گول
-
توهم بزرگ
-
فریبندگی
-
(اشتباه وابسته به زمان و مکان و موقعیت شخص) وهم · (تصویر یا نقش ناشی از توهم) شبح · تصور · تصور باطل · تمایل · توهم · جادو · خطای باصره · خیال · خیال باطل · خیالی · دید اشکوخ · رجوع شود به hallucination · سحر · ظاهر گول زننده · فانتزی · فریب · معجزه · نهازش · هرز انگاشت · هرز دیسه · هرز پنداره · هوس · وهم · پارچه ی نازک توری (برای پوشاندن صورت عروس و غیره) · پندار پوچ · پوچ اندیشه · کار خارق العاده · کژ انگاشت · کژ پنداره · گول
اضافه کردن مثال
اضافه کردن