ترجمه "illusory" به فارسی

غیرواقعی, خیالی, واهی بهترین ترجمه های "illusory" به فارسی هستند.

illusory adjective دستور زبان

Resulting from an illusion; deceptive, imaginary, unreal [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • غیرواقعی

    she dared to recall for the first time the illusory days of that unreal love.

    خود را به دست خاطرات آن ایام و آن عشق غیرواقعی سپرد.

  • خیالی

    The only exterior clues to his make up lay in his capacity to impute a status and importance to himself that was wholly illusory

    تنها اثرات ظاهری که در ماسک او مخفی شده بود، نسبت دادن شخصیت و اهمیتی به خودش بود که کلا خیالی بود

  • واهی

  • ترجمه های کمتر

    • هرز انگارانه
    • هرز پندارانه
    • پوچ پندارانه
    • گول زننده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " illusory " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "illusory" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "illusory" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه