ترجمه "imagery" به فارسی

تصویرسازی, تصورات, تصور بهترین ترجمه های "imagery" به فارسی هستند.

imagery noun دستور زبان

The work of one who makes images or visible representation of objects; imitation work; images in general, or en masse. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تصویرسازی

    We also want to use imagery. We are built for images.

    همچنین باید از تصویرسازی استفاده کنیم. ما برای تصویر ساخته شده ایم.

  • تصورات

    noun

    Powerful imagery and I'll take that any day of the week.

    تصورات قدرت مند و من هفت روز هفته این رو دارم

  • تصور

    That's how deeply the flag has gotten into the civic imagery of Chicago.

    و این طوریست که پرچم عمیقا در تصور مدنی مردم شیکاگو جا گرفته است.

  • ترجمه های کمتر

    • سپنج
    • فرتور
    • نگارسازی
    • پیکره
    • تندیس
    • تمثال
    • بینش
    • تخیل
    • مجسمه
    • مجاز
    • (ادبیات) استعاره
    • (تصویر ذهنی) خاطره
    • (نادر) تصویر
    • بينايي رايانهاي
    • تشبیه ادبی
    • تصويربرداري با رزونانس مغناطيسي
    • تصویربردارى چندطيفي
    • صنایع بدیعی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " imagery " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Imagery
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شبیه سازی

    So our imagery is 3D, it's chemical, it's biological,

    پس شبیه سازی ما سه بعدی است، شیمیایی است، زیستی است،

عباراتی شبیه به "imagery" با ترجمه به فارسی

  • تشبیه ادبی · تصورات · صنایع بدیعی
  • بينايي رايانهاي · تصويربرداري با رزونانس مغناطيسي · تصویربردارى چندطيفي · تصویرسازی
  • تصویربردارى ماهوارهاي · تصویربرداری ماهوارهای
اضافه کردن

ترجمه های "imagery" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه