ترجمه "imaginary" به فارسی
خیالی, تصوری, وهمی بهترین ترجمه های "imaginary" به فارسی هستند.
imaginary
adjective
noun
دستور زبان
existing only in the imagination [..]
-
خیالی
adjective nounHe looked cheerful, as though he was with an imaginary friend whose company he enjoyed.
او شاد به نظر میرسید، انگار با دوستی خیالی همراه است که از مصاحبتش لذت میبرد.
-
تصوری
adjective nounso the imaginary flogging was finished to his satisfaction.
به این ترتیب تنبیه تصوری با رضایت تام تمام شد.
-
وهمی
adjective
-
ترجمه های کمتر
- تخیلی
- غیرواقعی
- انگاری
- انگارشی
- انگاشتی
- پنداري
- مجازی
- (ریاضی) موهومی
- اندیش دیسی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " imaginary " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Imaginary
-
خيالى
They are imaginary musical instruments.
آنها آلات موسيقى خيالى هستند
-
غير واقعى
عباراتی شبیه به "imaginary" با ترجمه به فارسی
-
(ریاضی) بخش انگاری · جز موهومی · قسمت موهومی
-
(ریاضی) عدد موهومی · تصوری · خیالی · شمار انگاری · عدد مختلط · عدد موهومی
-
زمان موهومی
-
(ریاضی) یکه ی انگاری · یکه موهومی · یکه ی موهومی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن