ترجمه "imagination" به فارسی

تخیل, تصور, تصوّر بهترین ترجمه های "imagination" به فارسی هستند.

imagination noun دستور زبان

The image-making power of the mind; the act of creating or reproducing ideally an object not previously perceived; the ability to create such images. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تخیل

    noun

    creative ability

    He was shrinking before some fear she had never known and could not imagine.

    از ترسی میلرزید که برای اسکار لت ناشناخته بود و قدرت تخیل آن را نداشت.

  • تصور

    noun

    I imagined that brilliant people disappeared to some secret place.

    تصور می کردم آدم های باهوش در مکانی سری ناپدید می شوند.

  • تصوّر

    noun

    They imagined the physician who gave them his time was heavily paid.

    اینان تصوّر میکردند که این ژزشک معالج حقوقی بس کلان میگیرد.

  • ترجمه های کمتر

    • وهم
    • انگارش
    • خیال
    • تصورات
    • ابتکار
    • انگار
    • ذوق
    • نوآوری
    • آفریدگاری
    • سگالش
    • نویابی
    • هنرفهمی
    • منبع
    • وسیله
    • (قدرت فهم و لذت بری از آثار خلاقه به ویژه در هنر و ادبیات) ذوق
    • (مهجور) نقشه ی شیطانی
    • ابداع گری
    • استعداد دریافت
    • اندیش دیسه
    • اندیش دیسه زایی
    • انگاره زایی
    • تدبیر اهریمنی
    • تشبیه ادبی
    • تصور بیهوده
    • خیال باطل
    • خیال زایی
    • شم هنری
    • صنایع بدیعی
    • فهم هنری
    • قدرت خلاقه
    • قوه ی تخیل
    • وهم و خیال
    • پوچ اندیشه
    • پوچ انگاره
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " imagination " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "imagination" با ترجمه به فارسی

  • بطور قابل تصور · چنانکه بتوان تصور کرد · چنانکه بتوان پنداشت
  • انگار پذیر · تصویر کردنی · قابل تصور · گمان پذیر
  • تخیل · تصور · تصوری بودن · خیالی بودن
  • تصور شده
  • (جانورشناسی) وابسته به حشره ی بالغ · انگارشی · برناخستری · تخیلی · تصوری
  • تصور کن
  • تجسم خلاق
  • بطور تصوری یا فرضی · تصورا
اضافه کردن

ترجمه های "imagination" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه