ترجمه "imaginativeness" به فارسی
تخیل, تصور, تصوری بودن بهترین ترجمه های "imaginativeness" به فارسی هستند.
imaginativeness
noun
دستور زبان
The characteristic of being imaginative. [..]
-
تخیل
He was shrinking before some fear she had never known and could not imagine.
از ترسی میلرزید که برای اسکار لت ناشناخته بود و قدرت تخیل آن را نداشت.
-
تصور
I imagined that brilliant people disappeared to some secret place.
تصور می کردم آدم های باهوش در مکانی سری ناپدید می شوند.
-
تصوری بودن
-
خیالی بودن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " imaginativeness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "imaginativeness" با ترجمه به فارسی
-
بطور قابل تصور · چنانکه بتوان تصور کرد · چنانکه بتوان پنداشت
-
انگار پذیر · تصویر کردنی · قابل تصور · گمان پذیر
-
تصور شده
-
(جانورشناسی) وابسته به حشره ی بالغ · انگارشی · برناخستری · تخیلی · تصوری
-
تصور کن
-
تجسم خلاق
-
بطور تصوری یا فرضی · تصورا
-
(ندا به نشان شگفتی یا پنددهی) خیال کن ! · اظهار نظر کردن · انگاریدن · انگاشتن · تخیل کردن · تصور کردن · تصور! · حدس زدن · خیال کردن · در نظر داشتن · روبروشدن · سگالیدن · شمردن · فرض کردن · مواجه شدن با · پنداشتن · گمان کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن