ترجمه "imaginal" به فارسی

انگارشی, برناخستری, تخیلی بهترین ترجمه های "imaginal" به فارسی هستند.

imaginal adjective دستور زبان

Of or relating to the imagination, or to a mental image. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • انگارشی

  • برناخستری

  • تخیلی

    Then there was the imaginative advocate of unconvincing world movements, Mark Sykes:

    و بعد، حامی تخیلی نهضتهای جهانی غیر قابل اطمینان، شخصی به نام مارک سایکس بود.

  • ترجمه های کمتر

    • تصوری
    • (جانورشناسی) وابسته به حشره ی بالغ
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " imaginal " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "imaginal" با ترجمه به فارسی

  • بطور قابل تصور · چنانکه بتوان تصور کرد · چنانکه بتوان پنداشت
  • انگار پذیر · تصویر کردنی · قابل تصور · گمان پذیر
  • تخیل · تصور · تصوری بودن · خیالی بودن
  • تصور شده
  • تصور کن
  • تجسم خلاق
  • بطور تصوری یا فرضی · تصورا
  • (ندا به نشان شگفتی یا پنددهی) خیال کن ! · اظهار نظر کردن · انگاریدن · انگاشتن · تخیل کردن · تصور کردن · تصور! · حدس زدن · خیال کردن · در نظر داشتن · روبروشدن · سگالیدن · شمردن · فرض کردن · مواجه شدن با · پنداشتن · گمان کردن
اضافه کردن

ترجمه های "imaginal" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه