ترجمه "imbue" به فارسی

(اندیشه و غیره) القا کردن, (با: with) آکندن, (نادر) اشباع کردن (با آب) بهترین ترجمه های "imbue" به فارسی هستند.

imbue verb دستور زبان

(transitive): To wet or stain an object completely with some physical quality. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (اندیشه و غیره) القا کردن

  • (با: with) آکندن

  • (نادر) اشباع کردن (با آب)

  • ترجمه های کمتر

    • از هم گذشتن
    • الهام دادن
    • به دل انداختن
    • خیساندن
    • رنگ - آکند کردن
    • رنگدار کردن (از رنگ اشباع کردن)
    • سرشار کردن
    • نشت کردن
    • نفوذ کردن
    • پخش شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " imbue " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "imbue" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه