ترجمه "imbroglio" به فارسی
پیچیده, (نادر) توده ی درهم و برهم, (وضع) نابسامان بهترین ترجمه های "imbroglio" به فارسی هستند.
imbroglio
noun
دستور زبان
a complicated situation; an entanglement [..]
-
پیچیده
-
(نادر) توده ی درهم و برهم
-
(وضع) نابسامان
-
ترجمه های کمتر
- برخورد و سر و صدا
- دعوا و مرافعه
- سو تفاهم و گیجی
- مسئله غامض
- ناهمسازی گیج کننده
- پر گیر و دار
- گیج کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " imbroglio " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن