ترجمه "imbrue" به فارسی
(با خون) لک انداختن, (در خون) خیساندن, آغشتن (به ویژه با خون) بهترین ترجمه های "imbrue" به فارسی هستند.
imbrue
verb
دستور زبان
To stain (in, with, blood, slaughter, etc.). [..]
-
(با خون) لک انداختن
-
(در خون) خیساندن
-
آغشتن (به ویژه با خون)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " imbrue " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن