ترجمه "imitate" به فارسی

تقلید کردن, تقلیدکردن, والوچیدن بهترین ترجمه های "imitate" به فارسی هستند.

imitate verb دستور زبان

To follow as a model or a pattern; to make a copy, counterpart or semblance of. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تقلید کردن

    verb

    Well, you know what they say about imitation, Alberto.

    خب میدونی که درمورد تقلید کردن چی میگن آلبرتو.

  • تقلیدکردن

  • والوچیدن

  • ترجمه های کمتر

    • ادای کسی را درآوردن
    • بدل سازی کردن
    • تاiسی کردن به
    • تقلید درآوردن
    • روبرداری کردن
    • سرمشق قرار دادن
    • نسخه برداشتن
    • نوا درآوردن
    • همانند کردن یا بودن
    • پیروی کردن (از کار کسی)
    • کپی کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " imitate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "imitate" با ترجمه به فارسی

  • تقلید · تقلیدی
  • امادگی برای واگیری · به تقلید · تمایل · قوه تقلید
  • تقلید پذیر · تقلید کردنی · قابل تقلید · واگیره کردنی · پیروی کردن
  • تقلید کننده · مقلد · واگیرنده
  • تقلید پذیری · قابلیت تقلید
  • جايگزينهاي خامه · خامه بدلی
  • (هنرمند) تقلید درآر · بدلی · تقلیدی · جعلی · ساختگی · سرمشقی · مانشی · مصنوعی · مقلد · مقلدانه · ناسره · والوچی
  • (ارسطو: تجسم هنری نه از راه تقلید مو به مو بلکه با نشان دادن ماهیت و نهاد اصلی چیزی)نهادنمایی · (زیست شناسی) والوچ · (فلسفه - افلاطون : روشی که طبق آن موجودات الگوهای ابدی را به طور ناقص در خود وارد می کنند) در نهاد · بدل سازی · بدلی · تقلبی · تقلید · تقلید (رفتار) · تقلیدی · جعل · جعل هویت · خمانیدن · رونوشت سازی · ساختگی · سرمشق گیری · مانشگری · مصنوعی · ناسره · نبهره · همانندسازی · کاریکاتور
اضافه کردن

ترجمه های "imitate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه