ترجمه "imitation" به فارسی
تقلید, تقلیدی, بدلی بهترین ترجمه های "imitation" به فارسی هستند.
imitation
noun
adjective
دستور زبان
The act of imitating. [..]
-
تقلید
nounIt appeared that a lot of Pippin's bath had imitated a fountain and leaped on high.
ظاهرًا بیشتر آب وان پی پین برای تقلید از فواره به هوا پریده بود.
-
تقلیدی
nounThey were simply an imitation of his earlier manner, and curiously lifeless and unconvincing.
تقلیدی از شیوهی قدیمیاش بودند، اما بهگونهای شگفت بیجان بودند و توی ذوق میزدند.
-
بدلی
-
ترجمه های کمتر
- مصنوعی
- تقلبی
- جعل
- خمانیدن
- مانشگری
- ناسره
- نبهره
- همانندسازی
- کاریکاتور
- ساختگی
- (ارسطو: تجسم هنری نه از راه تقلید مو به مو بلکه با نشان دادن ماهیت و نهاد اصلی چیزی)نهادنمایی
- (زیست شناسی) والوچ
- (فلسفه - افلاطون : روشی که طبق آن موجودات الگوهای ابدی را به طور ناقص در خود وارد می کنند) در نهاد
- بدل سازی
- تقلید (رفتار)
- جعل هویت
- رونوشت سازی
- سرمشق گیری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " imitation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "imitation" با ترجمه به فارسی
-
تقلید · تقلیدی
-
امادگی برای واگیری · به تقلید · تمایل · قوه تقلید
-
تقلید پذیر · تقلید کردنی · قابل تقلید · واگیره کردنی · پیروی کردن
-
تقلید کننده · مقلد · واگیرنده
-
تقلید پذیری · قابلیت تقلید
-
جايگزينهاي خامه · خامه بدلی
-
(هنرمند) تقلید درآر · بدلی · تقلیدی · جعلی · ساختگی · سرمشقی · مانشی · مصنوعی · مقلد · مقلدانه · ناسره · والوچی
-
ادای کسی را درآوردن · بدل سازی کردن · تاiسی کردن به · تقلید درآوردن · تقلید کردن · تقلیدکردن · روبرداری کردن · سرمشق قرار دادن · نسخه برداشتن · نوا درآوردن · همانند کردن یا بودن · والوچیدن · پیروی کردن (از کار کسی) · کپی کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن