ترجمه "immaculate" به فارسی

معصوم, پاک, منزه بهترین ترجمه های "immaculate" به فارسی هستند.

immaculate adjective دستور زبان

Having no stain or blemish; spotless, undefiled, clear, pure. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • معصوم

    adjective

    Perhaps I shan't deliver this immaculate weapon to my master.

    شايد از تحويل اين شمشير معصوم به اربابم خجالت بكشم

  • پاک

    adjective

    The immaculate one is there, and very fierce.

    آنجا پاک دامنان سرکشند.

  • منزه

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • بری از، بدور از
    • پارسا
    • پاکدامن
    • اشو
    • (زیست شناسی - دارای رنگ یکدست و بدون خط و خال) تک رنگ
    • بی آهو
    • بی آک
    • بی اشتباه
    • بی عیب
    • بی لغزش
    • بی لکه
    • بی کاستی
    • بی گناه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " immaculate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "immaculate" با ترجمه به فارسی

  • (کلیسای کاتولیک - این باور: حضرت مریم از لحظه باروری به بعد از گناه پاک شد) باروری پاکساز (با بکرزایی اشتباه نشود)
  • بی الایشی · بی عیبی · عفت · معصومیت · پاکی
  • ازروی پاکی و عفت · بت بی الایشی · بپاکی
اضافه کردن

ترجمه های "immaculate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه