ترجمه "immane" به فارسی
سبع, سترگ, سنگدل بهترین ترجمه های "immane" به فارسی هستند.
immane
adjective
دستور زبان
very large; huge; vast [..]
-
سبع
-
سترگ
-
سنگدل
-
ترجمه های کمتر
- ظالم
- عظیم
- (قدیمی)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " immane " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "immane" با ترجمه به فارسی
-
اصلیت · بقا · خلول مطلق · ذاتی بودن · ماندگاری · مطلق · نفوذ
-
اصلیت · بقا · خلول مطلق · ذاتی بودن · ماندگاری · نفوذ مطلق
-
(الهیات) همه جاگیر · حاضر در همه جا (در مورد خدا گفته می شود) · حلولی · درون بود · درون ماندگار · ذاتی · ماندگار · هرجا باش
-
بی عاطفگی و شرارت بسیار · هیولا · هیولایی · چیز مهیب و شگفت اور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن