ترجمه "immeasurable" به فارسی
بی اندازه, ناپیمودنی, (غیرقابل اندازه گیری) بیکران بهترین ترجمه های "immeasurable" به فارسی هستند.
immeasurable
adjective
noun
دستور زبان
impossible to measure [..]
-
بی اندازه
adjectiveYour courageous decision to believe in Him will bless you immeasurably and forever.
تصمیم شجاعانۀ تان که به او اعتقاد داشته باشید شما را بی اندازه و تا ابد مورد مرحمت قرار خواهد داد.
-
ناپیمودنی
-
(غیرقابل اندازه گیری) بیکران
-
ترجمه های کمتر
- بی بها
- بی حد
- بی قیاس
- بی پایان
- غیر قابل محاسبه
- فوق العاده
- پیمایش ناپذیر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " immeasurable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "immeasurable" با ترجمه به فارسی
-
بی اندازه · بیحد · چندانکه نتوان پیمود
-
بی پایانی · پیمایش ناپذیری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن