ترجمه "imminency" به فارسی
قرابت, نزدیکی, قرابت وقوع بهترین ترجمه های "imminency" به فارسی هستند.
imminency
noun
دستور زبان
imminence [..]
-
قرابت
noun -
نزدیکی
noun -
قرابت وقوع
-
مشرف بودن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " imminency " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "imminency" با ترجمه به فارسی
-
(خطر یا بدبیاری یا شکست و غیره) قریب الوقوع · حتمی · در راه · روى دهنده · زودآينده · زودآیند · قريب الوقوع · قریب الوقوع · مشرف · نزدیک
-
قرابت
-
خطر نزدیک · زود رویدادی (imminency هم می گویند) · قرابت · قریب الوقوع بودن · نزدیکی
-
بطور مشرف · چنانکه نزدیک باشد و تهدیدکند
-
بطور مشرف · چنانکه نزدیک باشد و تهدیدکند
-
(خطر یا بدبیاری یا شکست و غیره) قریب الوقوع · حتمی · در راه · روى دهنده · زودآينده · زودآیند · قريب الوقوع · قریب الوقوع · مشرف · نزدیک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن