ترجمه "impatience" به فارسی

ناشکیبایی, اشتیاق, نابردباری بهترین ترجمه های "impatience" به فارسی هستند.

impatience noun دستور زبان

the quality of being impatient [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ناشکیبایی

    Then his mouth went down violently at one corner and he swore with passionate impatience.

    بعد ناگهان گوشه لبش پایین افتاد و ناشکیبایی آتشینی بر او تاخت.

  • اشتیاق

    noun

    Whats the matter? he repeated impatiently, anxious and fearful.

    رالف با اشتیاق، بیصبری و ترس پرسید: جریان چیست؟

  • نابردباری

  • ترجمه های کمتر

    • ناشکیبی
    • بی تابی
    • بی صبری
    • بی طاقتی
    • بی قراری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " impatience " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "impatience" با ترجمه به فارسی

  • بی تاب · بی تحمل · بی حوصله · بی شکیب · بی صبر · بی طاقت · بیتاب · بیقرار · عجول · مشتاق · نابردبار · ناشکیب · ناشکیبا
  • ازروی بی صبری · ازروی بیطاقتی · ازروی ناشکیبایی · باشتیاق
  • بی تاب · بی تحمل · بی حوصله · بی شکیب · بی صبر · بی طاقت · بیتاب · بیقرار · عجول · مشتاق · نابردبار · ناشکیب · ناشکیبا
  • بی تاب · بی تحمل · بی حوصله · بی شکیب · بی صبر · بی طاقت · بیتاب · بیقرار · عجول · مشتاق · نابردبار · ناشکیب · ناشکیبا
  • بی تاب · بی تحمل · بی حوصله · بی شکیب · بی صبر · بی طاقت · بیتاب · بیقرار · عجول · مشتاق · نابردبار · ناشکیب · ناشکیبا
اضافه کردن

ترجمه های "impatience" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه