ترجمه "impenetrability" به فارسی
سختی, خلول ناپذیری, سرایت ناپذیری بهترین ترجمه های "impenetrability" به فارسی هستند.
impenetrability
noun
دستور زبان
The characteristic of being impenetrable; invulnerability. [..]
-
سختی
-
خلول ناپذیری
-
سرایت ناپذیری
-
نفوذ ناپذیری
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " impenetrability " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "impenetrability" با ترجمه به فارسی
-
نفوذ کردن در
-
(در برابر عقاید یا پیشنهادات یا درخواست و غیره) ناپذیرا · (فیزیک - دارای خواصی که اجازه نمی دهد دو جسم در یک زمان در مکان واحدی قرار بگیرند) ناهمجا · بغرنج · بی گذار · بی گذر · حل نشدنی · راه نیافتنی · رخنه ناپذیر · رد نشدنی · رسوخ ناپذیر · سخت · سردرنیاوردنی · عبور ناپذیر · غيرقابل رسوخ · غیرقابل عبور · غیرقابل نفوذ · فهم ناپذیر · مقاوم · نا گذران · ناتراو · ناتراوا · نشت ناپذیر · نشتاب ناپذیر · نفهمیدنی · گذر ناپذیر
-
بطور سرایت ناپذیر · بطور غیرقابل نفوذ · چنانکه نتوان دران راه یافت
-
خاصیت عدم تداخل · خلول ناپذیری · سختی · سرایت ناپذیری · نفوذ ناپذیری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن