ترجمه "impenetrable" به فارسی

مقاوم, سردرنیاوردنی, ناتراو بهترین ترجمه های "impenetrable" به فارسی هستند.

impenetrable adjective دستور زبان

incomprehensible; inscrutable [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مقاوم

    adjective noun

    41:10) We have a defense available to us that is impenetrable and unbeatable.

    (اشع ۴۱:۱۰) ما نیز سپری دفاعی داریم که بسیار مقاوم و شکستناپذیر است.

  • سردرنیاوردنی

  • ناتراو

  • ترجمه های کمتر

    • ناتراوا
    • نفهمیدنی
    • بغرنج
    • سخت
    • (در برابر عقاید یا پیشنهادات یا درخواست و غیره) ناپذیرا
    • (فیزیک - دارای خواصی که اجازه نمی دهد دو جسم در یک زمان در مکان واحدی قرار بگیرند) ناهمجا
    • بی گذار
    • بی گذر
    • حل نشدنی
    • راه نیافتنی
    • رخنه ناپذیر
    • رد نشدنی
    • رسوخ ناپذیر
    • عبور ناپذیر
    • غيرقابل رسوخ
    • غیرقابل عبور
    • غیرقابل نفوذ
    • فهم ناپذیر
    • نا گذران
    • نشت ناپذیر
    • نشتاب ناپذیر
    • گذر ناپذیر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " impenetrable " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "impenetrable" با ترجمه به فارسی

  • نفوذ کردن در
  • بطور سرایت ناپذیر · بطور غیرقابل نفوذ · چنانکه نتوان دران راه یافت
  • خلول ناپذیری · سختی · سرایت ناپذیری · نفوذ ناپذیری
  • خاصیت عدم تداخل · خلول ناپذیری · سختی · سرایت ناپذیری · نفوذ ناپذیری
اضافه کردن

ترجمه های "impenetrable" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه