ترجمه "imperceptibly" به فارسی

اهسته, بطور غیر قابل مشاهده, بطور غیر محسوس بهترین ترجمه های "imperceptibly" به فارسی هستند.

imperceptibly adverb دستور زبان

not noticeably, too small to be detected, too little to be perceived. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اهسته

  • بطور غیر قابل مشاهده

  • بطور غیر محسوس

  • چنانکه نتوان دید

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " imperceptibly " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "imperceptibly" با ترجمه به فارسی

  • تدریجی · نامحسوس · ناهناییده · ناهویدا · کم کم
  • (آدم) بی احساس · بی بصیرت · دیرفهم (impercipient هم می گویند)
  • جزئی بودن · غیر قابل مشاهده بودن · محسوس بودن
اضافه کردن

ترجمه های "imperceptibly" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه