ترجمه "imperfection" به فارسی
نقص, عیب, کاستی بهترین ترجمه های "imperfection" به فارسی هستند.
imperfection
noun
دستور زبان
(uncountable) Those qualities or features that are imperfect; the characteristic, state, or quality of being imperfect. [..]
-
نقص
nounBelieve me, we have enough imperfection built in already.
باور کنيد همينطوريشم کلي نقص ممکنه به وجود بياد.
-
عیب
nounThe miracle of the Atonement can make up for imperfections in our performance.
معجزۀ کفّاره میتواند جبران عیب های عملکرد ما را بکند.
-
کاستی
-
ترجمه های کمتر
- نابسمندی
- ناهامی
- عدم کمال
- کم داری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " imperfection " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "imperfection" با ترجمه به فارسی
-
رقابت ناعادلانه · رقابت ناقص
-
(گیاه شناسی - گل تک جنسی که فقط یا پرچم دارد یا مادگی) گل ناهام · گل تکزاد
-
(گیاه شناسی - قارچ هایی که مرحله ی جنسی و تولیدی آنها ناشناخته مانده است) قارچ ناهام · قارچ ناقص
-
نقص بازارهای کار
-
(دستور زبان) استمراری · بی مایه · زودگذر · معیوب · نابسمند · ناتمام · ناقص · ناهام · ناکامل · نحیف · کاستی دار · کم دار
-
(به ویژه در زبان روسی) فعلی که استمرار و ناتمامی را می رساند · (دستور زبان) استمراری · ناقص
-
(به ویژه در زبان روسی) فعلی که استمرار و ناتمامی را می رساند · (دستور زبان) استمراری · ناقص
-
(دستور زبان) استمراری · بی مایه · زودگذر · معیوب · نابسمند · ناتمام · ناقص · ناهام · ناکامل · نحیف · کاستی دار · کم دار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن