ترجمه "imperfective" به فارسی

ناقص, (به ویژه در زبان روسی) فعلی که استمرار و ناتمامی را می رساند, (دستور زبان) استمراری بهترین ترجمه های "imperfective" به فارسی هستند.

imperfective adjective noun دستور زبان

of or relating to the imperfective aspect [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ناقص

    noun

    The learning of that country very imperfect and confined.

    دانش و معرفت در آن کشور بسیار ناقص و محدودست .

  • (به ویژه در زبان روسی) فعلی که استمرار و ناتمامی را می رساند

  • (دستور زبان) استمراری

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " imperfective " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "imperfective" با ترجمه به فارسی

  • رقابت ناعادلانه · رقابت ناقص
  • (گیاه شناسی - گل تک جنسی که فقط یا پرچم دارد یا مادگی) گل ناهام · گل تکزاد
  • (گیاه شناسی - قارچ هایی که مرحله ی جنسی و تولیدی آنها ناشناخته مانده است) قارچ ناهام · قارچ ناقص
  • نقص بازارهای کار
  • (دستور زبان) استمراری · بی مایه · زودگذر · معیوب · نابسمند · ناتمام · ناقص · ناهام · ناکامل · نحیف · کاستی دار · کم دار
  • عدم کمال · عیب · نابسمندی · ناهامی · نقص · کاستی · کم داری
  • (دستور زبان) استمراری · بی مایه · زودگذر · معیوب · نابسمند · ناتمام · ناقص · ناهام · ناکامل · نحیف · کاستی دار · کم دار
  • عدم کمال · عیب · نابسمندی · ناهامی · نقص · کاستی · کم داری
اضافه کردن

ترجمه های "imperfective" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه