ترجمه "imperial" به فارسی
شاهنشاهی, سلطنتی, امپراتوری بهترین ترجمه های "imperial" به فارسی هستند.
imperial
adjective
noun
دستور زبان
Related to an empire, emperor, or empress. [..]
-
شاهنشاهی
adjective -
سلطنتی
and on the wet envelope he recognized at once the imperious handwriting
و بلافاصله روی پاکت خیس دستخط سلطنتی او را شناخت.
-
امپراتوری
nounThe imperial forces look to be withdrawing, sir.
نیروهای امپراتوری به نظر میان که دارن نیروهاشونو جمع میکنن ، قربان
-
ترجمه های کمتر
- شاهانه
- باشکوه
- مجلل
- عظیم
- ملوکانه
- عالی
- شهریاری
- شهشهانه
- قدرقدرت
- آمرانه
- زبده
- سترگ
- نخبه
- توانمند
- مقتدر
- ممتاز
- امپراتوری خواه
- باربند کالسکه
- بسیار بزرگ
- تحکم آمیز
- ریش بزی (سبیل و ریش روی چانه)
- سرباز یا هوادار امپراتوران مقدس رومی
- سقف کالسکه یا دلیجان
- فرمان گونه
- وابسته به امپراتور یا همسر او
- وابسته به کشور امپراتوری
- وابسته به کشورهای مشترک المنافع بریتانیا و اوزان و سنجه های قانونی آن سرزمین ها
- کاغذ قطع 32 در 13 اینچ (انگلیس : 22 در 03 اینچ)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " imperial " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Imperial
noun
proper
دستور زبان
A large Bordeaux wine bottle with the capacity of about 6 liters, equivalent to 8 standard bottles. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Imperial" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Imperial در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "imperial" با ترجمه به فارسی
-
امپراتوری زمین
-
(جانورشناسی) شهپروانه (Eacles imperialis - بومی امریکای شمالی - درشت است و بال های زرد با خال های قرمز دارد)
-
دارکوب امپراطور
-
امرانه · مغرورانه
-
گالن امپراتوری · گالن انگلیسی (برابر با 645/4 لیتر یا یک و نیم گالن امریکایی)
-
اصرار · غرور · لحن امرانه
-
الوانلالهها · جنس لاله سرنگون · جنس لاله واژگون · فریتیلاریا · متعفنلالهها · واژگونلالهها
-
امپریالیسم ستیزی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن