ترجمه "imperfectly" به فارسی
بد, بطور معیوب, بطور ناتمام بهترین ترجمه های "imperfectly" به فارسی هستند.
imperfectly
adverb
دستور زبان
In an imperfect manner or degree; not fully or completely. [..]
-
بد
adjective noun adverb -
بطور معیوب
-
بطور ناتمام
-
بطور ناقص
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " imperfectly " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن