ترجمه "imperialism" به فارسی
امپریالیسم, جهانخواری, استعمارگری بهترین ترجمه های "imperialism" به فارسی هستند.
imperialism
noun
دستور زبان
The policy of forcefully extending a nation's authority by territorial gain or by the establishment of economic and political dominance over other nations. [..]
-
امپریالیسم
nounthe policy of extending power, by force [..]
Now you can't just blame this on imperialism —
شما نمی توانید فقط امپریالیسم را مقصر بدانید—
-
جهانخواری
-
استعمارگری
noun
-
ترجمه های کمتر
- جهانگشایی
- امپراتوری گرایی
- جهان جویی
- جهان سالاری
- سلطه گرایی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " imperialism " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "imperialism" با ترجمه به فارسی
-
امپراتوری زمین
-
(جانورشناسی) شهپروانه (Eacles imperialis - بومی امریکای شمالی - درشت است و بال های زرد با خال های قرمز دارد)
-
دارکوب امپراطور
-
امرانه · مغرورانه
-
گالن امپراتوری · گالن انگلیسی (برابر با 645/4 لیتر یا یک و نیم گالن امریکایی)
-
اصرار · غرور · لحن امرانه
-
الوانلالهها · جنس لاله سرنگون · جنس لاله واژگون · فریتیلاریا · متعفنلالهها · واژگونلالهها
-
امپریالیسم ستیزی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن