ترجمه "imperious" به فارسی
آمرانه, مغرور, فوتی بهترین ترجمه های "imperious" به فارسی هستند.
imperious
adjective
دستور زبان
Domineering, arrogant, or overbearing. [..]
-
آمرانه
All his passions were brimming in him, and imperiously demanding expression.
این یک طغیان عواطف سودائی بود که به نحوی آمرانه میخواست تا در بیان آید.
-
مغرور
adjective -
فوتی
-
ترجمه های کمتر
- ناگهگانی
- پرفیس
- مبرم
- قاطع
- واجب
- ضروری
- فوری
- برتری گرایانه
- تحکم آمیز
- سلطه جویانه
- فرمان گونه
- ناگه آمد
- پرعتاب و خطاب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " imperious " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "imperious" با ترجمه به فارسی
-
امپراتوری زمین
-
(جانورشناسی) شهپروانه (Eacles imperialis - بومی امریکای شمالی - درشت است و بال های زرد با خال های قرمز دارد)
-
دارکوب امپراطور
-
امرانه · مغرورانه
-
گالن امپراتوری · گالن انگلیسی (برابر با 645/4 لیتر یا یک و نیم گالن امریکایی)
-
اصرار · غرور · لحن امرانه
-
الوانلالهها · جنس لاله سرنگون · جنس لاله واژگون · فریتیلاریا · متعفنلالهها · واژگونلالهها
-
امپریالیسم ستیزی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن