ترجمه "imperialize" به فارسی
بصورت امپراطوری در اوردن, دارای اختیارات امپراطور کردن بهترین ترجمه های "imperialize" به فارسی هستند.
imperialize
verb
دستور زبان
To invest with imperial authority, character, or style [..]
-
بصورت امپراطوری در اوردن
-
دارای اختیارات امپراطور کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " imperialize " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "imperialize" با ترجمه به فارسی
-
امپراتوری زمین
-
(جانورشناسی) شهپروانه (Eacles imperialis - بومی امریکای شمالی - درشت است و بال های زرد با خال های قرمز دارد)
-
دارکوب امپراطور
-
امرانه · مغرورانه
-
گالن امپراتوری · گالن انگلیسی (برابر با 645/4 لیتر یا یک و نیم گالن امریکایی)
-
اصرار · غرور · لحن امرانه
-
الوانلالهها · جنس لاله سرنگون · جنس لاله واژگون · فریتیلاریا · متعفنلالهها · واژگونلالهها
-
امپریالیسم ستیزی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن