ترجمه "impotence" به فارسی

ناتوانی جنسی, ناتوانی, عجز بهترین ترجمه های "impotence" به فارسی هستند.

impotence noun دستور زبان

Powerlessness. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ناتوانی جنسی

  • ناتوانی

    noun

    Christophe himself could see only his impotence to will, to create, to be.

    خود کریستف هم چیزی جز ناتوانی خویش از خواستن، از آفریدن یا از بودن، نمیدید.

  • عجز

    Their critics built up their impotence to issue from dilettantism into a theory, an intolerant theory.

    منتقدانشان نیز عجز آنان را از رهائی از حدود هوسکاریبه صورت تئوریهائی، آن هم تعصبآمیز، در میآوردند.

  • ترجمه های کمتر

    • عنن
    • اختلال نعوظ
    • سستی کمر (impotency هم می گویند)
    • ضعف جنسی
    • نارسايي آميزش جنسي
    • نارسايي جفتگيري
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " impotence " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "impotence" با ترجمه به فارسی

  • ازروی ناتوانی · بطور عنین · عاجزانه
  • (قدیمی) دارای عدم کف نفس · بی اثر · بی فایده · بی نتیجه · عاجز · عنین · ناتوان · ناتوان جنسی
  • اوردنی · مجاز برای وارد شدن · وارد کردنی
  • ضعف جنسی · ناتوانی
  • ضعف جنسی · ناتوانی
اضافه کردن

ترجمه های "impotence" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه