ترجمه "impotently" به فارسی

عاجزانه, ازروی ناتوانی, بطور عنین بهترین ترجمه های "impotently" به فارسی هستند.

impotently adverb دستور زبان

In an impotent manner. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • عاجزانه

  • ازروی ناتوانی

  • بطور عنین

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " impotently " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "impotently" با ترجمه به فارسی

  • (قدیمی) دارای عدم کف نفس · بی اثر · بی فایده · بی نتیجه · عاجز · عنین · ناتوان · ناتوان جنسی
  • اوردنی · مجاز برای وارد شدن · وارد کردنی
  • ضعف جنسی · ناتوانی
  • اختلال نعوظ · سستی کمر (impotency هم می گویند) · ضعف جنسی · عجز · عنن · ناتوانی · ناتوانی جنسی · نارسايي آميزش جنسي · نارسايي جفتگيري
  • ضعف جنسی · ناتوانی
  • اختلال نعوظ · سستی کمر (impotency هم می گویند) · ضعف جنسی · عجز · عنن · ناتوانی · ناتوانی جنسی · نارسايي آميزش جنسي · نارسايي جفتگيري
اضافه کردن

ترجمه های "impotently" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه