ترجمه "impound" به فارسی
(حیوانی را) در حصار کردن, (وسیله ی نقلیه یاوجوه یا مدارک و غیره را) ضبط کردن, انبار کردن (آب برای آبیاری و غیره) بهترین ترجمه های "impound" به فارسی هستند.
impound
verb
noun
دستور زبان
To shut up or place in an inclosure called a pound; [..]
-
(حیوانی را) در حصار کردن
-
(وسیله ی نقلیه یاوجوه یا مدارک و غیره را) ضبط کردن
-
انبار کردن (آب برای آبیاری و غیره)
-
ترجمه های کمتر
- توقیف کردن
- در محوطه (یا پناهگاه) نگهداری کردن (به ویژه سگ و دام گمشده و ولگرد را)
- ضبط کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " impound " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن