ترجمه "imprecation" به فارسی
نفرین, لعنت, لعن بهترین ترجمه های "imprecation" به فارسی هستند.
imprecation
noun
دستور زبان
The act of imprecating, or invoking evil upon someone; a prayer that a curse or calamity may befall someone. [..]
-
نفرین
nounreplied Mr. Sikes, with an imprecation on his eyes and limbs.
سایکس درحالیکه بهچشمها و اعضای بدن خود نفرین میکرد گفت:
-
لعنت
noun -
لعن
noun -
تضرع
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " imprecation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن