ترجمه "impulsion" به فارسی

ویر, هل, انگیزه بهترین ترجمه های "impulsion" به فارسی هستند.

impulsion noun دستور زبان

The act of impelling or driving onward, or the state of being impelled; the sudden or momentary agency of a body in motion on another body; also, the impelling force, or impulse. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ویر

    noun
  • هل

    verb noun

    and in accelerating, by initial impulse, his descent of the first flight of stairs.

    و با هل محکمی او را از نخستین ردیف پلهها به پایین بفرستند،

  • انگیزه

    noun

    The pull of the irresistible scent warred with the impulse to turn and defend my hunt.

    کشش عطر غیرقابل مقاومت با انگیزه برای برگشتن و دفاع از شکارم میجنگید.

  • ترجمه های کمتر

    • هوس
    • درون رانش
    • رجوع شود به impetus
    • نیروی جنبش
    • نیروی پیش رانش
    • پیش رانش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " impulsion " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "impulsion" با ترجمه به فارسی

  • تكانشگری · تکانشگری
  • با قوه محرک انی · بدون اراده · بی اندیشه
  • تکانه ویژه
  • تجهیزات فوری
  • ناگهاني
  • (برق) تشدید ناگهانی جریان · (برق) کوبه · (تنکرد شناسی) تکانه · (زیست شناسی) پیام عصبی · (مکانیک) دگرگونی گشتاور · ارتعاشات · انگیزه · تغییر مومنتوم · تغییرات ناگهانی ولتاژ · تلون مزاج · تمایل فکری · تپش · تکان · تکانه · خیال · زنش · سائقه · ضربه · ضربه (رجوع شود به impetus) · مقدار حرکت · میل · نیروی جنبش · هوس · هوسی · وسوسه · وهم · ویر
  • اجبار
  • اختلال کنترل تکانه
اضافه کردن

ترجمه های "impulsion" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه