ترجمه "inauspicious" به فارسی
شوم, بدیمن, نامیمون بهترین ترجمه های "inauspicious" به فارسی هستند.
inauspicious
adjective
دستور زبان
Not auspicious; ill-omened; unfortunate; unlucky; unfavorable. [..]
-
شوم
boding ill
Safe to say the fight to defend Nassau is off to an inauspicious beginning.
کاملاً مطمئنم که جنگ برای دفاع از ناسو به شروعی شوم رسیده
-
بدیمن
adjective -
نامیمون
adjective
-
ترجمه های کمتر
- نحس
- بدشگون
- بدطالع
- بد شگون
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " inauspicious " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "inauspicious" با ترجمه به فارسی
-
بطور ناخجسته · بطور نحس · شوم وار · منحوسانه
-
شئامت · شوم · شومی · ناخجستگی · نحسی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن