ترجمه "inbreak" به فارسی

تاراج, تعدی, تهاجم بهترین ترجمه های "inbreak" به فارسی هستند.

inbreak verb noun دستور زبان

(transitive) To break in; break into; make an incursion into; insert into; interrupt. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تاراج

  • تعدی

  • تهاجم

  • ترجمه های کمتر

    • غارت
    • تجاوز
    • هجوم
    • تاخت و تاز
    • دست اندازی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " inbreak " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "inbreak" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه