ترجمه "inbreed" به فارسی

(مجازی - در اثر عدم مبادله و تغییر اجتماعی یا اداری وغیره) کم توان شدن, با خویشان ازدواج کردن, حشر و نشر درون گروهی کردن بهترین ترجمه های "inbreed" به فارسی هستند.

inbreed verb دستور زبان

To breed or reproduce with those that are related. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (مجازی - در اثر عدم مبادله و تغییر اجتماعی یا اداری وغیره) کم توان شدن

  • با خویشان ازدواج کردن

  • حشر و نشر درون گروهی کردن

  • ترجمه های کمتر

    • خویش آمیزی کردن
    • درون زاد گیری کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " inbreed " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "inbreed" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه