ترجمه "incendiary" به فارسی

(وابسته به آتش زدن عمدی مال و ملک) آتش افروزی, آتش افروزانه, آتش زا بهترین ترجمه های "incendiary" به فارسی هستند.

incendiary adjective noun دستور زبان

Capable of causing fire. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (وابسته به آتش زدن عمدی مال و ملک) آتش افروزی

  • آتش افروزانه

  • آتش زا

    adjective

    Getting the incendiary fuses and slapping them on the trucks in the motor pool.

    چاشنیهای آتش زا رابرداشته بود و زیرتانکهای قسمت موتوری کارگذاشته بود.

  • ترجمه های کمتر

    • آتشزا (مانند بمب و مواد محترقه)
    • آشوب انگیز
    • فتنه انگیز
    • نفاق انداز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " incendiary " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "incendiary" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "incendiary" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه