ترجمه "incensed" به فارسی
رنجیده خاطر ترجمه "incensed" به فارسی است.
incensed
adjective
verb
دستور زبان
Enraged; infuriated; spitefully or furiously angry. [..]
-
رنجیده خاطر
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " incensed " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "incensed" با ترجمه به فارسی
-
(گیاه شناسی) عود امریکایی (Calocedrus decurrens از خانواده ی cypress که چوب سرخ فام و خوشبو دارد و بومی غرب امریکای شمالی است)
-
اغضاب · بر افروختگی · براشفتگی · خشم · خشمگین سازی · غضب
-
(اسفند و عود و عنبر و غیره) دود کردن · آتشی کردن · بخور · بخور دادن · به خشم آوردن · بوی خوش · تعریف و تحسین · خشمگین کردن · خوزم · دود و بوی بخور · دودآب · ستایش · عصبانی کردن · عطر زدن · عود · گزدود
-
سرو خوشبو
-
اماس دار · اماس وار · اماسی · فتنه انگیز · فساد امیز · متعلق
-
بخور سازی · بخور گذرانی
-
(اسفند و عود و عنبر و غیره) دود کردن · آتشی کردن · بخور · بخور دادن · به خشم آوردن · بوی خوش · تعریف و تحسین · خشمگین کردن · خوزم · دود و بوی بخور · دودآب · ستایش · عصبانی کردن · عطر زدن · عود · گزدود
-
بخور سازی · بخور گذرانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن