ترجمه "incept" به فارسی

درآشامیدن, گواریدن, (خوراک را) جذب کردن بهترین ترجمه های "incept" به فارسی هستند.

incept verb دستور زبان

To take in or ingest [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • درآشامیدن

  • گواریدن

  • (خوراک را) جذب کردن

  • ترجمه های کمتر

    • (در اصل - انگلیس)درجه ی دکترا یا فوق لیسانس گرفتن
    • (مهجور) آغازکردن
    • به عهده گرفتن
    • درخود گرفتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " incept " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "incept" با ترجمه به فارسی

  • (دستور زبان) فعل آغازگر · آغازین · ابتدایی · تکوینی · شروعی · مقدماتی
  • آغاز · اصل · اغاز · اکتساب · تکوین · در زایش · دریافت · سرآغاز · شروع · هستی دهی
  • (دستور زبان) فعل آغازگر · آغازین · ابتدایی · تکوینی · شروعی · مقدماتی
اضافه کردن

ترجمه های "incept" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه