ترجمه "incessantly" به فارسی

پیوسته, همیشه, لاینقطع بهترین ترجمه های "incessantly" به فارسی هستند.

incessantly adverb دستور زبان

In a manner without pause or stop, especially to the point of annoyance; not ceasing. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پیوسته

    He gazed incessantly beyond this world through these fatal breaches, and beheld only darkness.

    پیوسته از این رخنههای شوم به بیرون این جهان مینگریست و جز ظلمات نمیدید.

  • همیشه

    adverb

    He thought incessantly, for he could not do otherwise;

    همیشه فکر میکرد، زیرا که کاری جز این نمیتوانست کرد؛

  • لاینقطع

  • ترجمه های کمتر

    • دائما
    • پی در پی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " incessantly " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "incessantly" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه