ترجمه "incertitude" به فارسی

شک, تردید, بلاتلکیفی بهترین ترجمه های "incertitude" به فارسی هستند.

incertitude noun دستور زبان

uncertainty, doubt, insecurity [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شک

    noun

    he glanced down at her, and at once fell a prey to distress, incertitude, and fear.

    نگاهی به همسرش انداخت و بلافاصله دست خوش تشویش و شک و ترس شد.

  • تردید

  • بلاتلکیفی

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • نامعلومی
    • گمان
    • بی ثباتی
    • شک و تردید
    • عدم اطمینان
    • عدم تاiمین
    • عدم تحقق
    • نامطمئن بودن
    • ناپایداری زندگی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " incertitude " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "incertitude" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه