ترجمه "incitant" به فارسی

انگیزنده, منبه بهترین ترجمه های "incitant" به فارسی هستند.

incitant adjective noun دستور زبان

Inciting; stimulating. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • انگیزنده

  • منبه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " incitant " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "incitant" با ترجمه به فارسی

  • آشوب انگیزی کردن · آغالیدن · انگیزاندن · برانگیختن · به جلو راندن · تحریک کردن · ترغیب کردن · تفتین کردن · شوراندن
  • انگیزش · انگیزه · تحریک · ترغیب · تشویق · محرک · نصحیت
  • مفسد
  • اغوا · انگیزش · انگیزه · تحریک · محرک · وادارسازی
  • تحریک برای براندازی رژیم خلق چین
  • آشوب انگیزی کردن · آغالیدن · انگیزاندن · برانگیختن · به جلو راندن · تحریک کردن · ترغیب کردن · تفتین کردن · شوراندن
  • مفسد
  • انگیزش · انگیزه · تحریک · ترغیب · تشویق · محرک · نصحیت
اضافه کردن

ترجمه های "incitant" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه