ترجمه "incitement" به فارسی
تحریک, محرک, تشویق بهترین ترجمه های "incitement" به فارسی هستند.
incitement
noun
دستور زبان
A call to act; encouragement to act, often in an illegal fashion. [..]
-
تحریک
nounSo you think it's entertaining to predict and incite terrorist attacks?
پس فکر میکنی که سرگرمی ـه که حملات تروریستی رو پیش بینی و تحریک کنی ؟
-
محرک
He murdered him and I incited him to do it ...
قاتل اوست و محرک وی نیز من بودهام.
-
تشویق
nounUncle Ezekiel sometimes tried to incite me to read Ruskin and Carlyle.
عمو ازکیل سعی میکرد مرا تشویق به خواندن کتابهای راسکین و کارل ایل بکند،
-
ترجمه های کمتر
- نصحیت
- انگیزش
- انگیزه
- ترغیب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " incitement " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "incitement" با ترجمه به فارسی
-
آشوب انگیزی کردن · آغالیدن · انگیزاندن · برانگیختن · به جلو راندن · تحریک کردن · ترغیب کردن · تفتین کردن · شوراندن
-
انگیزنده · منبه
-
مفسد
-
اغوا · انگیزش · انگیزه · تحریک · محرک · وادارسازی
-
تحریک برای براندازی رژیم خلق چین
-
آشوب انگیزی کردن · آغالیدن · انگیزاندن · برانگیختن · به جلو راندن · تحریک کردن · ترغیب کردن · تفتین کردن · شوراندن
-
انگیزنده · منبه
-
مفسد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن