ترجمه "incitation" به فارسی

اغوا, انگیزش, محرک بهترین ترجمه های "incitation" به فارسی هستند.

incitation noun دستور زبان

The act of inciting or moving to action. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اغوا

    noun

    and stated that Snowball had appeared to them in a dream and incited them to disobey Napoleon's orders.

    و گفتند اسنوبال به خوابمان آمده و ما را اغوا کرده که از دستورات ناپلئون سرپیچی کنیم.

  • انگیزش

  • محرک

    He murdered him and I incited him to do it ...

    قاتل اوست و محرک وی نیز من بودهام.

  • ترجمه های کمتر

    • وادارسازی
    • انگیزه
    • تحریک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " incitation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "incitation" با ترجمه به فارسی

  • آشوب انگیزی کردن · آغالیدن · انگیزاندن · برانگیختن · به جلو راندن · تحریک کردن · ترغیب کردن · تفتین کردن · شوراندن
  • انگیزنده · منبه
  • انگیزش · انگیزه · تحریک · ترغیب · تشویق · محرک · نصحیت
  • مفسد
  • تحریک برای براندازی رژیم خلق چین
  • آشوب انگیزی کردن · آغالیدن · انگیزاندن · برانگیختن · به جلو راندن · تحریک کردن · ترغیب کردن · تفتین کردن · شوراندن
  • انگیزنده · منبه
  • مفسد
اضافه کردن

ترجمه های "incitation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه