ترجمه "including" به فارسی

اگر ....بشماریم, بضمیمه, شامل بهترین ترجمه های "including" به فارسی هستند.

including verb adposition

Present participle of include. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اگر ....بشماریم

  • بضمیمه

  • شامل

    adjective

    The exam included mathematics, physics and chemistry.

    امتحان شامل ریاضیات، فیزیک و شیمی بود.

  • شمول

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " including " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "including" با ترجمه به فارسی

  • در بر داشتن · شمول
  • شامل کردنی
  • شامل کردنی
  • (دارای مادگی و پرچم که کاملا توسطگلبرگ ها یا نیام احاطه شده است) در خود گیر · به حساب آمده · به شمار آمدن (رجوع شود به include) · شامل شده · منظور شده · گنجانده شده
  • احاطه کردن · به حساب آمدن · به شمار آمدن · تضمین کردن · حاوی بودن · دارا بودن · در بر داشتن · درج شدن · درخود داشتن · شامل بودن · شامل شدن · شمردن · فراگیر بودن · قرار دادن · مندرج کردن · پیراگیر بودن
  • احاطه کردن · به حساب آمدن · به شمار آمدن · تضمین کردن · حاوی بودن · دارا بودن · در بر داشتن · درج شدن · درخود داشتن · شامل بودن · شامل شدن · شمردن · فراگیر بودن · قرار دادن · مندرج کردن · پیراگیر بودن
  • (دارای مادگی و پرچم که کاملا توسطگلبرگ ها یا نیام احاطه شده است) در خود گیر · به حساب آمده · به شمار آمدن (رجوع شود به include) · شامل شده · منظور شده · گنجانده شده
  • (دارای مادگی و پرچم که کاملا توسطگلبرگ ها یا نیام احاطه شده است) در خود گیر · به حساب آمده · به شمار آمدن (رجوع شود به include) · شامل شده · منظور شده · گنجانده شده
اضافه کردن

ترجمه های "including" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه