ترجمه "inclusion" به فارسی
شمول, گنجایش, دربرداری بهترین ترجمه های "inclusion" به فارسی هستند.
inclusion
noun
دستور زبان
(countable) An addition or annex to a group, set, or total. [..]
-
شمول
nounaddition or annex to a group, set or total
-
گنجایش
nounaddition or annex to a group, set or total
of inclusion and diversity, but he took it up a notch.
گنجایش و تنوع داشت، اما او یک سوراخ ایجاد کرد.
-
دربرداری
nounaddition or annex to a group, set or total
-
ترجمه های کمتر
- دربرگیری
- دخول
- درونگیره
- آخال
- پیراگیری
- احاطه
- دریافت
- (زیست - شناسی) جسم درون بند شده
- (سنگ شناسی - مواد خارجی پیراگیر شده در سنگ) ناسرگی
- درخود داری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " inclusion " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "inclusion" با ترجمه به فارسی
-
(زیست شناسی) جسم درون بسته
-
موکولیپیدوز نوع دو
-
نظریه شمول کلی
-
جامع و کامل · شامل همه ی چیزهای مربوط
-
گنجاندن فایل از راه دور
-
اشتمال · تضمن · جامعیت · فرا گیرندگی
-
همه شمول، جامعه شمول
-
بطورجامع · فرا گیرنده همه چیز باشد · چنانکه همه چیزرادربرداشته باشد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن