ترجمه "inclusive" به فارسی
شامل, سرجمع, گنجیده بهترین ترجمه های "inclusive" به فارسی هستند.
inclusive
adjective
دستور زبان
(linguistics) of, or relating to the first person plural pronoun when including the person being addressed [..]
-
شامل
adjectiveincluding (almost) everything within its scope
An inclusive date range for reporting on time card history. Not enabled when reporting on totals
یک گسترۀ دادۀ شامل برای گزارش تاریخچۀ کارت زمان. هنگام گزارش نتایج کل فعال نیست
-
سرجمع
-
گنجیده
-
ترجمه های کمتر
- گنجانده
- کلا
- احتساب شده
- با محاسبه ی
- به حساب آمده
- منظور شده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " inclusive " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "inclusive" با ترجمه به فارسی
-
(زیست شناسی) جسم درون بسته
-
موکولیپیدوز نوع دو
-
نظریه شمول کلی
-
جامع و کامل · شامل همه ی چیزهای مربوط
-
گنجاندن فایل از راه دور
-
اشتمال · تضمن · جامعیت · فرا گیرندگی
-
همه شمول، جامعه شمول
-
بطورجامع · فرا گیرنده همه چیز باشد · چنانکه همه چیزرادربرداشته باشد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن